خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۳۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به جز خار جفا زین گل عذارانمرا نامد نصیب از خیل یاران
۲
شدم پیر از فراقش در جوانینهالم را دی آمد در بهاران
۳
گراییدم به عشق از شوق رفتمبه پای ناودان از زیر باران
۴
کمان ابروی ما را گو به پرهیزز تیر ناله شب زنده داران
صفحهٔ ۱ از ۳