خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۳۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دست را تا دارم امیدی به دامانت رسیدنحاش لله کی توانم پای در دامان کشیدن
۲
آفرین بر نقش بندی کو تواند ز آفرینشآدمی زادی پری پیکر چنین خواب آفریدن
۳
باشد افزون نه برابر با حیات جاودانییک نفس بوی تو بردن یک نظر روی تو دیدن
۴
گر طپیدن های دل پوشم همی از چشم مردمخود چه گویم با رقیبان عذر رنگ از رخ پریدن
صفحهٔ ۱ از ۳