شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۳۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر چه دور به فرسنگ هایی از برمنولیک می نروی یکدم از برابر من
۲
هوای آب وصال تو زنده داشت مرااگر نه ز آتش هجران گداخت پیکر من
۳
به داغ لعل تو یک چشمزد نشد که نریختبه طرف دامن رخ دیده عقد گوهر من
۴
دمی نرفت که دور از دهان نوش لبتنریخت ساقی غم خون دل به ساغر من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth