خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۳۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زیر رخش آن گردن سیمین کشیدهصبحی است بلند از پس خورشید دمیده
۲
تیغت به نیام است و کشد خلق، چه تشبیهابروی خمت راست به شمشیر کشیده
۳
آنجا مژه سرگرم نظر بازی و اینجاصد خار مرا در دل خون بار خلیده
۴
تیرت به کمان است و کنی صید چه نسبتمژگان کجت راست به پیکان پریده
صفحهٔ ۱ از ۴