خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۳۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای قد یار بسکه دل آرای و دلبریبرخاست از خرام تو هر گام محشری
۲
شاخ کدام سروی و سرو کدام باغکز فرق تا قدم همه دل جوی و دلبری
۳
جانست و دل ز شاخ تو جو شد اگر گلیروی است و سر به پای تو ریزد اگر بری
۴
هر نوبری به خانه ز باغ آید ای شگفتکز خانه آمدی تو و در باغ نوبری
صفحهٔ ۱ از ۴