خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۳۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترسم که رسد از تو مرا پیک و پیامیآن روز که از من نه نشان است و نه نامی
۲
ای مرغ دل از گلشن و باغت چه غم افزودکآسوده به کنج قفس و گوشه ی دامی
۳
روز اشک به دامان و شبم ناله به گردونبر ما گذر و چند چنین صبحی و شامی
۴
لب تشنه چه پایی به ره دیر مغان پویشاید که مغان دست تو گیرند به جامی
صفحهٔ ۱ از ۳