شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۱۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمدی وقت سحر یارب تو خود ناگه بسویمیا خیالت بیخبر آمد خبر جویان ز کویم
۲
خم شدی و جام گشتی باده گلفام گشتیآمدی مستانه ناگه در سراغ و جستجویم
۳
مست و غافل خفته بودم و ز خمار آشفته بودمآمدی مستانه ناگه در سراغ و جستجویم
۴
ریخته بود آبروی من بخاک راه مستانآمدی وزخاک چیدی قطره قطره آبرویم
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth