خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۱۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتمش هندوی زلفت، گفت طراری کندگفتمش جادوی چشمت گفت عیاری کند
۲
گفتمش لعل تو خواهد کرد کام دل روا؟باز گفت آری کند لیکن بدشواری کند
۳
گفتمش بیمار عشقت را چو جان آمد بلبگفت لعل جانفزای من پرستاری کند
۴
گفتمش هندوی سرمستت بود دائم خرابگفت مخمور است و گاهی نیز خماری کند
صفحهٔ ۱ از ۲