شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۱۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من در این صحرا نهادم پا که نخجیرم کننددر خم زلف بتی گردن بزنجیرم کنند
۲
سخت ویرانه شدم، از خویش بیگانه شدماز کرم هنگام آن آمد که تعمیرم کنند
۳
من که لوح ساده‌ام هر نقش را آماده‌امدست نقاشان قدرت تا چه تصویرم کنند
۴
آیه حقم ولی نایل برحمت یا عذابخود ندانم تا که دانایان چه تفسیرم کنند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth