شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۱۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترکیم سحرگاهان، در بستر خواب آمدبا زلف پریش آمد، با حال خراب آمد
۲
با طره شوریده با زلف پریشیدهبا لعل لب میگون با جام شراب آمد
۳
چون دید که رنجورم بیچاره و مخمورماز اهل و وطن دورم، از راه نواب آمد
۴
آشفته و مستانه چون مردم دیوانهبا ساغر و پیمانه با ناز و عتاب آمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth