خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۱۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بنقد حال شدم خاک هر چه بادا بادمگر بکوی تو روزیم در رساند باد
۲
دگر ز عشق تو فریاد و ناله می نکنمکه خاک را نسزد هیچ ناله و فریاد
۳
شویم خاک و شود سنگ خاک ما و هنوزتو سنگدل نکنی باز از دل ما یاد
۴
بیاد قدو رخ و زلف تو، چو خاک شویمز خاک ما بدمد سنبل و گل و شمشاد
صفحهٔ ۱ از ۲