خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۱۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه خوش است آنکه شبی از سر شب تا بسحربا تو خسبیم بیک بالش و در یک بستر
۲
بر نگیریم سر از بالش تا بانگ خروسبر نداریم سر ار بستر تا گاه سحر
۳
بخوریم از دهن تنگ توهی نقل و نباتببریم از لب گلبرگ توهی قند و شکر
۴
گه ببوسیم بشوخی ز دهانت چه قدحگه بگیریم ز تنگی بمیانت چه کمر
صفحهٔ ۱ از ۲