خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۳۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بچنگ دیو اسیرم بدست غول زبونخدای را مددی ای دلیل راهنمون
۲
شب است و روی زمین تیره و فلک تیرهجهانیان همه اندر بپرده سیه گون
۳
همه زئاثر شیر و همه زلازل غولنه بانگ مرد و نه صوت جرس در این هامون
۴
هزار شیر و یکی را نمیتوان زنجیرهزار مار و یکی را نمیتوان افسون
صفحهٔ ۱ از ۱