خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۳۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قربان مقدمت که ببزم من آمدیچون نور در دو دیده و جان در تن آمدی
۲
دیدم ستاده سرو بپا، سرفکنده گلگفتم یقین که باز تو در گلشن آمدی
۳
در دل ز دیده راه نمودی چو آفتابدر خانه فقیر ز یک روزن آمدی
۴
تیغ و کفن بگردن و بر کف نهاده جانسر پیش دارم، ار ز پی کشتن آمدی
صفحهٔ ۱ از ۲