خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوختم پروانه سان از شمع رخسار شماباز گشتم زنده از لعل شکر بار شما
۲
صدهزاران گل شکفت از باغ جانم هر طرفتا بدیدم در چمن روی چو گلنار شما
۳
آفتاب رویت ای مه کرد از جانم طلوعذره ذره هر چه دیدم بود دیدار شما
۴
خود اناالحق گفتی و خود را بدار آویختیفاش دیدند جمله بغداد اسرار شما
صفحهٔ ۱ از ۲