خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون پریشان است زلف یار ماجز پریشانی نباشد کار ما
۲
او بهر صورت که بنماید جمالهم بدان معنی بود اظهار ما
۳
گفت آن خورشید مه رویان به بیندر دل هر ذره ی دیدار ما
۴
گفتم او را من نیم جمله توئیگفت آری ماگل و تو خار ما
صفحهٔ ۱ از ۲