شعر را زندگی کن
خلوتی با کوهی

شمارهٔ ۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده خونبار را دیدار خوبان آرزوستذره سرگشته را خورشید تابان آرزوست
۲
تا نسیم آن گل رو یافتم از باد صبحبلبل روح مرا صحن گلستان آرزوست
۳
باغ حسن گلرخان خرم ز جوی چشم ما استلعل سیراب بتان را چشم گریان آرزوست
۴
از لب جان بخش ساقی جرعه ای میبایدمتشنه لب مردیم جانرا آب حیوان آرزوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth