شعر را زندگی کن
خلوتی با کوهی

شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترک عشق رخ زیبا پسران نتوان کردجز حدیث لب شکر دهنان نتوان کرد
۲
نقد این عمر گرانمایه که جان جوهر اوستغیر صرف قدم سیم‌بران نتوان کرد
۳
تا چو موئی نشود در غم آن موی میانچون گهر دست در آن موی میان نتوان کرد
۴
عاشق است آن بت عیار به صدق از همه رودیگران را به رخ خود نگران نتوان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth