شعر را زندگی کن
خلوتی با کوهی

شمارهٔ ۱۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماه روی تو مرا نور بصر میگرددحسن آن یار هم افزون ز نظر میگردد
۲
بهوای لب و دندان تو ای جوهر جاناشکم از دیده دل نور بصر میگردد
۳
تا حدیث لبت ایماه گرفتم بزبانکام وجانم همه پر شهد و شکر می گردد
۴
دل دیوانه ما ذره صفت بی سروپاپیش خورشید رخش زیرو زبر میگردد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth