خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبا که شام و سحر مشکبار می آیدز چین طره آن گلعذار می آید
۲
در آمدم بچمن چون نسیم در گلزارز باغ سرو چمن بوی یار می آید
۳
حبیب از دل ما همچو ماه سر بر زدبسان گل که هم از جان خار می آید
۴
گلی است کز لب آن عندلیب مینالداگر چه ناله بلبل هزار می آید
صفحهٔ ۱ از ۲