خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۱۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مژه ام شد قلم وچشم دوات ای دلبرتا نوشتند بلعل تو زکوة ای دلبر
۲
زنده شد جان من سوخته در وقت سحرهست از لعل لبت آب حیات ای دلبر
۳
بنما وصل که جانم ز غم آمد بر لبتا بیابیم ز هجر تو نجات ای دلبر
۴
طوطی روح من از شکر لعلت گویا استتا ز قند لب تو رسته نبات ای دلبر
صفحهٔ ۱ از ۲