خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۱۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان که شد دیوانه دل تدبیر باید کردنشدر سر زلف بتان زنجیر باید کردنش
۲
هر که خواهد آفتاب روی او بیند صباحدر دل شب همچو مه زنجیر باید کردنش
۳
رویت ایمه آفتاب و زلف شبرنگ زحلتا به کی باشد که او تاثیر باید کردنش
۴
پیر اگر خواهد که باید کام خود از نوجوانخدمت آن لب شکر در شیر باید کردنش
صفحهٔ ۱ از ۲