خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۱۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باشد ز سرو قد تو خرم های باغدر گلستان ز روز تو برگ و نوای باغ
۲
چون خاک آستان تو فردوس جنت استبخشد نسیم از سر کویت عطای باغ
۳
تا داد غنچه زر بصبا و گره گشادقمری و عندلیب چمن شد گدای باغ
۴
از وصل خویش تا گل صد برگ جانبدادآمد بگوش جمله مرغان صلای باغ
صفحهٔ ۱ از ۲