خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۱۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که شد کشتهٔ شهوت نشود زندهٔ عشقنرسد هیچ بوی دولت پایندهٔ عشق
۲
عاشق آن است که او شهوت خود را بکشدتا چه خورشید شود زنده و تابندهٔ عشق
۳
چشم حقبین به جز از وجه خدا هیچ ندیدهر که را داد خدا دیدهٔ بینندهٔ عشق
۴
دیده بر دور ز شهوت بگشا چشم خیالبر حذر باش تو از غیرت پایندهٔ عشق
صفحهٔ ۱ از ۲