خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۱۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حرف اسرار ازل بر دل خود خوانا چشمکه خموش است مرا هر دو لب گویا چشم
۲
از همه خلق جهان بر در دیری دیدیمداشت بر عاشق خود او پسر ترسا چشم
۳
شب معراج خداوند محمد راگفتمنکر هر طرف و دور مدار از ما چشم
۴
دیده عقل بدیدار خدا چون نرسدباز کردیم بعین و صفت و اسما چشم
صفحهٔ ۱ از ۲