شعر را زندگی کن
خلوتی با کوهی

شمارهٔ ۲۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برآمد آفتاب روی آن ماهشب تاریک روشن شد سحرگاه
۲
بزلف و روی خود آن مه شب و روزنه تنها عشق بازد گاه و بیگاه
۳
شبی در بزم بودم پیش ترسابت و زنار می گفتند الله
۴
نظر کردم بتا قولی و فعلیهمی گفتند از دلهای آگاه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth