خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۲۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آفتاب لایزال است او و عالم همچو ماههست او شاه حقیقت کوهیا شام گواه
۲
هر دو عالم سایه زلفین عنبر سای اوروی آن خورشید باشد آفتاب ملک و جاه
۳
آه از این خورشید کز جان می کند روشن طلوعباشد او را در دل هر ذره از هر جوی راه
۴
هر که از ریب المنون آمد بجان از خاص و عامدر خلا و در ملا جز لطف او نبود پناه
صفحهٔ ۱ از ۲