شعر را زندگی کن
خلوتی با کوهی

شمارهٔ ۲۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمود صبح سعادت ز غیب دیداریطلوع کرد چو خورشید روی دلداری
۲
بهر چه دیده جان دید روی دلبر راندیده ایم جز او هیچ یار و اغیاری
۳
بدیر و صومعه دیدم بچشم او او راگهیش زاهد و عابد گهیش خماری
۴
مدام پیشه او عاشقی و معشوقی استبحسن خود متعلق بخود گرفتاری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth