شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برده ای خوابم ز چشم نیمخواببرده ای تابم ز زلف پر ز تاب
۲
زلف مشکین بر رخت باشد نقابیا نهان است آفتاب اندر سحاب
۳
کی کندصورتگری نقاش چینگر تو از عارض براندازی نقاب
۴
مرغ دل در چنگ زلفت شد اسیرهمچو گنجشکی به چنگال عقاب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth