شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم از باری دیدن رخسار دلبر استگوش از پی شنیدن گفتار دلبر است
۲
دست از برای چنگ به گیسوی اوزدنپا بهر رفتن سوی دریا دلبر است
۳
این دردها که در دل مجروح ما بوداورا علاج لعل شکربار دلبر است
۴
ناصح مگونصیحت ودم درکش وبرومنع دلی مکن که گرفتار دلبر است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth