شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف تو سرکش است و دل من مشوش استز آنرو که شه برد سر هر کس که سرکش است
۲
گفتم فراق را به صبوری دوا کنمدیدم که صبر خار و فراق توآتش است
۳
از بهر بردن دل من چشم مست تودایم به زلف پرشکنت در کشاکش است
۴
بر بوده چهره تو دل از دست شیخ وشابباد آفرین به جان توچهرت چه دلکش است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth