شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شمع این نوری که می بینی به سر بگرفته استپرتوی از روی یار ما به بر بگرفته است
۲
زآن به گرداو پرد پروانه تا سوزد همیاو ندانم از که این سر راخبر بگرفته است
۳
دوش دیدم در برش معشوق ما بنشسته بودوز رخ اودر بر این نور اثر بگرفته است
۴
هر که را برند سر از تن دهدجان در زمانشمع را نازم ز سر رسم دیگر بگرفته است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth