خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از سیه چشم توروزم سیه استآفت جان ودل از یک نگه است
۲
گردچشمت ز پی غارت دلمژه صف بسته چو شاه و سپه است
۳
نه چو بالای توسرو است به باغنه چو رخسار تو تابنده مه است
۴
در بر سرو نه کس دیده قبابر سر ماه نه گاهی کله است
صفحهٔ ۱ از ۳