خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دهر ومافیها که شد موجود از بهر علی استدهر تا بوده است ومی باشد همه دهر علی است
۲
این همه عالم که یزدان خلق فرمود و کنددر همه عالم به هر جا بگذری شهر علی است
۳
دوزخ و جنت که می گویند درعقبی بودجنت آن مهر علی ودوزخ آن قهر علی است
۴
سلسبیل وکوثروجنت که بشنیدی ز خلقخوب اگر خواهی بدانی جوئی از نهر علی است
صفحهٔ ۱ از ۲