شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنانم ساقی ازمی کرده سرمستکه می نشناسم از پا سر، سر از دست
۲
نمی دانم چه می در ساغرش بودکه هشیاران شدنداز بوی او مست
۳
مگر جانان ما درفکر ما نیستکه می بینم درتن جان ما هست
۴
ز من تنها نه دل بشکست آن شوخکه عهدخویش را هم نیز بشکست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth