خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هیچ دانی چه به من کرده غمتدر برم دل شده خون از ستمت
۲
هم پریشان دلم ازطره توهم قدم خم شده از ابروی خمت
۳
برده اند از تن من تاب وتوانقهر بسیار توولطف کمت
۴
نه مگر با من دل خسته بسیرام بودی دگر از چیست رمت
صفحهٔ ۱ از ۳