شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۱۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر زلف تو می گردد به رخسار تو گاهی کجو یا بهر گزیدن می شود مار سیاهی کج
۲
چو طفل اندر گه تعلیم پیش اوستاد خودهمی زلفت شود از باد گاهی راست گاهی کج
۳
بفگتم راستی نسبت دهم با مشک زلفت رابه پیچ و تاب رفت و کرد بر رویم نگاهی کج
۴
به زلفت مشک چین گفتم غلط کردم خطا گفتمپریشان بودم و آشفته افتادم به راهی کج
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth