خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۱۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مدار باک ز تکفیر و بیم از توبیخبکن به شیشه می ریشه غم از بن و بیخ
۲
مگر نه چشم تومست است و کرده میل کبابدل مرا به کف آور بگیر از مژه سیخ
۳
منجم ابرو وچشم تو را بدیدوبدادخبر ز فتنه که درقوس کرده جا مریخ
۴
چو حلقه باز به روی تو دیده دارم بازبه جای مژه بکوبند گر به چشمم میخ
صفحهٔ ۱ از ۲