خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۱۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن نگار از گریه طفل دل مرا آرام کردبس که از چشم ولب اورا شکر وبادام داد
۲
یادم از گم گشته دل امد ز بس زلفش همیگاه یاد از شکل دالم گه از شکل لام داد
۳
در ازل کاشیاء را از هم نمی بودامتیازروی ومویش روز وشب را نورو ظلمت وام کرد
۴
گفتگوئی از لب لعلش نمودم آرزوخود نمی دانم نوازش کرد یا دشنام داد
صفحهٔ ۱ از ۳