شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۱۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا رز آرد غوره وآن غوره تا انگورگرددچشم ها باید به راه انتظارش کورگردد
۲
خودگرفتم غوره شد انگور ناگردیده صهباترسم از این کو خوراک مور یا زنبور گردد
۳
خودگرفتم رفت آن انگور در خم تا شود میباز ترسم کو نگردد تلخ وناگه شور گردد
۴
خود گرفتم باده گردد تلخ وشیرین نشئه گرددلعل گون گردد به بو چون عنبر وکافور گردد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth