شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۱۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آشفتگی زلف تو آشفته ترم کردلعل لب میگون تو خونین جگرم کرد
۲
از روز ازل دهر به شور و شرم انداختتا از عدم آورد وز جنس بشرم کرد
۳
من از همه اوضاع جهان آگهیم بودعشق تو بدین گونه ز خود بی خبرم کرد
۴
من مشرق ومغرب همه در زیر پرم بودبی مهری تو بسمل پرکنده پرم کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth