شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۱۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در بر دلدار کی رفتم که دلداری نکردکی غم دل پیش او گفتم که غمخواری نکرد
۲
کی به اوگفتم که بیمارم چو چشمت از غمتکو به بالینم نشدحاضر پرستاری نکرد
۳
کی به اوگفتم که از هجرت دلی دارم خرابکو به تعمیرش به وصل خویش معماری نکرد
۴
کی به گلزار دل خود راه داد او را کسیکو نشدخود باغبان آنجا وگلکاری نکرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth