شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۱۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به زلف تو دلم ملحق شداین پریشانی از او مشتق شد
۲
تومگر روی به مه بنمودیکه مه از نورجمالت شق شد
۳
بت ما رفت به بتخانه مگرکه چنین بتکده بی رونق شد
۴
دود آه دل ما شد به فلککه چنین روی فلک ازرق شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth