شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۱۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امروز عمر هم به فراق توشام شددرانتظار زندگی ما حرام شد
۲
ای ماه تا ز دیده من لایری شدیدل لامکان ودیده مرا لاینام شد
۳
مهر تو را ز خلق نهان داشتم ولیافشا ز دردهجر به خاط وبه عام شد
۴
چشمم گر از غم تونگرید عجب مدارکز بس گریست خون دل من تمام شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth