شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۱۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم آشفته ز آن آشفته موشدقدم خم از غم ابروی اوشد
۲
مگر آن سرو قد درگلشن آمدکه پای سرو اندر گل فرو شد
۳
چه باک آن خوبرو گر گشته بدخوکه بدخو گشته هر کس خوبرو شد
۴
دل وعشق وصبوری از غم هجرهمان افسانه سنگ و سبو شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth