شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۱۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل را اسیر زلف گروه گیر می کنددیوانه را علاج به زنجیر می کند
۲
باید ز چشم و ابروی دلبر حذر نمودترک است ومست دست به شمشیر می کند
۳
چشمش چه چنگ ها که زداز مژه بر دلمآهوی دوست عربده با شیر می کند
۴
از خط شد اینه رخ اوتیره گون ببینکآه دل شکسته چه تأثیر می کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth