خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۱۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هیچ میدانی که هجرانت چه با من میکندمیکند با من همان کآتش به خرمن میکند
۲
سرو آزاد ار ببیند قامت دلجوی توبندگی را طوق چون قمری به گردن میکند
۳
افتد ار چشم مسافر بر جمالت عمر رادر همان جایی که میباشی تو مسکن میکند
۴
حاجت تیر و زره نبود تو را در روز رزمزلف و مژگان تو کار تیر و جوشن میکند
صفحهٔ ۱ از ۴