شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۱۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکه را دیدم به دیدار رخت مشتاق بودحسن رخسار تو از بس شهره آفاق بود
۲
ماه چون روی تو بود ار ماه مشکین زلف داشتسروچون قدتوبود ار سرو سیمین ساق بود
۳
صفحه ی رویِ تو ، نیکو مستند می شد به حسن،گرچه دیدم خطی ازعنبر بر او الحاق بود
۴
طاق یا جفت آنچه داری دل زما بردی گروجفت ابروی توچون در دلربائی طاق بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth