شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۱۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتم که دلا دلبر ما از چه غمین بودگفتا نه مگر با من غمدیده قرین بود
۲
گفتم که چرا گشته ای این گونه پریشانگفتا نه مگر طره دلدار چنین بود
۳
گفتم به برش طره طرار چه می کردگفتا پی تاراج دل وغارت دین بود
۴
گفتم که چرا بر سر تو این همه شور استگفتا که ز بس خنده لعلش نمکین بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth