شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۱۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل زخمدار و طره او مشکبو بودناسور اگر دلم کند از بوی او بود
۲
تا درکنار من بنشیند سهی قدیاز چشمه های چشم کنارم چو جو بود
۳
شیرین تر است در برم از شکر ار چه یارهم تلخ گوی باشد وهم تندخو بود
۴
دل آرزو کند که زندبوسه ها بر اودر هر لبی که از لب او گفتگو بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth